(دنيای گيتار و گيتاريست)
دوشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸۳
Fernando Sor

ژوزف فرناندو ماكاري سور (Fernando Sor) در بارسلون متولد شد. روز تولدش به درستي مشخص نميباشد اما ثابت شده كه كه در 14 فوريه 1778 تعميد داده شده است. اگر چه او پسر يك بازرگان بود و موقعيت آن را داشت كه از تحصيلات بهتري بهرمند شود اما در صومه مدرسه كر منتسرا تحصيل موسيقي كرد و ويلون , پيانو و هارموني آموخت. پدر سور داراي يك گيتار بود به همين جهت او با صداي اين ساز آشنايي داشت .در هنگام فارغ التحصيلي و ترك صومعه به روش مرسوم آن زمان يك سكه طلا به او اهدا شد كه فرناندو با آن يك گيتار خريد. در سال 1797 اپراي سور در بارسلون اجرا شد و با موفقيت روبرو شد. اين موفقيت او را تحت الحمايه دوشس آلبا , كه ظاهرا به آهنگسار جوان عشق ميورزيد , قرار داد. در اين زمان سور در ارتش اسپانيا ثبت نام شد و با درجه سرواني به داوطلبين پيوست. در همين دوران اولين تنصيفات مهم او براي گيتار نيز منتشر شد. مرگ زودرس و نابهنگام دوشس آلبا در 1802 موجب بي پناهي سور گرديد اما شانس آن را داشت كه به خدمت دوك مديناچلي در آيد. اين خوشبختي ديري نپاييد چون نيروهاي فرانسوي تحت فرمان ناپلئون اسپانيا را اشغال كردند و ناپلئون برادر خود ژوزف بناپارت  را به عنوان نايب السلطنه بر تخت پادشاهي اسپانيا نشانيد. در اين هنگام بعضي از روشنفكران و آزاديخواهان اسپانيايي كه سور يكي از آنان بود با تصور اينكه دولت دست نشانده ژوزف بناپارت مجبور به رفورم هاي سياسي خواهد شد به صف مخالفان شاه مخلوع اسپانيا( چارلز چهارم) پيوستند. بنابراين وقتي نيروهاي فرانسوي از ارتش ولينگتون شكست خورده و از اسپانيا خارج شدند سور نيز مجبور به ترك كشورش گرديد و به همراهي آنها به فرانسه رفت . سور در پاريس اقامت كرد و با تشويق آهنگسازان بر جسته اي چون كروبيني و برتون به فعاليت موزيكال خود ادامه داد اين دوران براي سور پر حاصل بود چون تعدادي از اپراها, باله ها, سمفوني ها, آوازها و همچنين قطعاتي براي گيتار تنصيف كرد. سور درسال 1815 به انگلستان رفت و با نوازندگي در خشان خود جامعه انگليسي را شيفته خود كرد. او در 24 مارس 1817  كنسرتهايي براي گيتار ويلون ويولا و يولون سل  را در انجمن فيلارمونيك لندن اجرا كرد و با تحسين مواجه شد. سور از سال 1822 عضو افتخاري آكادمي سلطنتي موسيقي گرديد. عضويتي كه ستايشي از شخصيت و نوازندگي او بود. سور سال بعد به روسيه رفت . در نوامبر 1823 به مسكو وارد شده سريعا بخاطر قابليت هايش مورد تقدير قرار گرفت . با اجتماعات بالاي روسيه ارتباط نزديك بر قرار نمود و براي مادر تزار آلكساندر اول و خاندان سلطنتي نوازندگي كرد. در سال 1825 تزار در گذشت و سور يك مارش عزا تنصيف نمود كه در مراسم سوگواري در سنپترزبورگ اجرا شد. سپس به مسكو بازگشت و باله اش(سيندرلا) براي اولين بار اجرا شد. سور در سال 1927 مجددا به پاريس رفت و در آنجا اقامت كرد. در اولين سالهاي قرن 19 پاريس مركز گيتار دنيا بود و اكثر بهترين گيتار نوازان جهان در آن شهر اقامت داشتند شهري با خيابانهاي پر تردد, انتشاراتي هاي متعدد, دوست داران غيره حرفه اي ثروتمند و مشتاق موسيقي و هر آنچه مد روز بود . در اين هنگام گيتار از يك تجديد حيات بهرمند شده بود و نوازندگان مشهوري مانند ديونيزيوآگوادو (1784- 1849) و فرناندو كارولي (1770- 1849 ) در پايتخت فرانسه در رقابت با يكديگر بودند. رقابت بين اين حرفه اي ها چنان جدي بود كه موجب جدال ها و موضوع كاريكاتورهاي روز بود .در يكي از اين كاريكاتور ها جنگ تن به تني ترسيم شده بود كه حريفان از گيتار خود به عنوان چماق براي كوبيدن بر سر يكديگر استفاده ميكردند. سور دوستيه ماندگاري را با آگوادو بر قرار كرد كه بي درنگ به اجراي مكرر بسياري از دوئت هاي سور توسط آن انجاميد. در اين دوران سور علاوه بر آهنگسازي و اجراي كنسرت شاگرداني را نيز آموزش مي داد كه بسياري از آنها بانوان اجتماعات سطح بالاي فرانسه بودند. اين سالها براي گيتار كلاسيك  دوران پر باري بود. در اين زمان آثار منتشر شده سور توسط آنتوان مسونيه بالغ بر شانزده جلد ميشد. او در سال 1830 رساله شيوه گيتار نوازي را منتشر كرد كه محصول يك عمر تجربيات او درباره گيتار ميباشد. اين اثر كه با آموزش ساخت ساز شروع ميشود , با طرز نشستن طرز قرار گرفتن اندامها نسبت به ساز, وضعيت هاي دست چپ و راست و استفاده صحيح از انگشتان هر دست ادامه ميابد  و با روش ضربه زدن نوك انگشتان دست راست بر سيمها پايان ميپذيرد. سور هرگز از شيوه استفاده از ناخنها كه روش ترجيحي آگوادو بود حمايت نكرد . تكنيك ويژه سور در نواختن گيتار با بسياري از استاندارد هاي امروزي مطابقت دارد و نشان ميدهد كه او گيتاريست ممتازي بوده است. آخرين سالها عمر فرناندو سور دوران غمباري بود . همسر و دخترش يكي پس ار ديگري بطور ناگهاني در گذشتن و خود نيز از سرطان زبان رنج ميبرد . او پس از تحمل درد و رنج فراوان در 8 جولاي 1839 در پاريس در گذشت . جسد سور در مقبره يك دوست در گورسستان مون مارتر پاريس دفن گرديد در حالي كه هيچ سنگ مزاري نداشت بدين ترتيب آرامگاه ابدي بزرگترين آهنگساز گيتار قرن 19 تا سال 1934 ناشناخته ماند بود . ميراث هنري سور كه بالغ بر 63 اپوس ميباشد , عمدتا براي گيتار تنصيف شده است . او با تنصيفات خود تمامي توان موزيكال اين ساز اسپانيايي را ارائه كرد. سلسله آثاري درسبكها و فرم هاي متنوع مانند ديور تيمنتو, تم و وارياسيون فانتزي , والس , سونات , دوئت  و غيره.... بعضي از اثار مفقود شده سور اخيرا كشف شده است آثاري چون ( فانتزي براي گيتار سلو). آموزشهاي تنصيف شده توسط سور محصول دوران هاي مختلف زندگي او هستند و بالغ بر يكصد قطعه ميشود . اين آثار كه در بر گيرنده تكنيكها و تمامي وجوه نوازندگي گيتار است ,  نه تنها قطعاتي آموزشي كه هر يك مينياتوري و بي نظير است. از ميان آثار او تنها آثار اوليه در برنامه هاي اجرايي باقي مانده است و آثار بعدي كه در اواخر قرن 20 تجديد چاپ و منتشر شده به ندرت اجرا ميشود. آثاري كه محصول قريحه اي بي نظير و عميقا ريشه دار در سنت رومانتيسم است و معرف هنرمندي است كه استادي و خلاقيتش زوال نا پذير بوده است. مشهور ترين اثر او وارياسون هايي روي يك تم موزارت از ني سحر آميز (1821) ميباشد , شاهكاري كه مهارتهاي نوازنده و بصيرت آهنگساز را به نمايش ميگذارد .او نقاط قوت و ضعف گيتار را مي شناخت و آثاري در حد امكانات و متناسب با اين ساز تنصيف كرد كه سونات گيتار در دو(1827) نمونه بارزي از آنهاست. با اينكه آثار سور پس از مرگش آنطور كه بايد شنيده نشده است , اما آوازه  امروزي او انحصارا بخاطر تنصيفاتش براي گيتار بر جا منده است . حدود 30 سال قبل يك رسيتال گيتار كلاسيك بدون در بر داشتن اثري از فرناندو سور ناقص بنظر مي آمد اما امروزه  به ندرت اثري از او را در يك كنسرت ميتوان شنيد.  فتيس , سور را با عنوان بتهون گيتار ستوده است او تصديق كرده است  كه سور در توصعه تكنيك نوازندگي و همكاري با سازندگان ساز در بهبودي ساختمان آن نقش عمده اي داشته و نامش در تاريخ گيتار ثبت و محفوظ شده است . پس چرا نوازندگان امروزي موسيقي وي را ناديده گرفته اند؟ امروزه منتقدين مسئول زوال علاقه مردم كنسرت رونده به آثار سور مي باشند. چراكه آنها آثار وي را سبك ارزيابي كرده اند و او را متهم كرده اند : كه در تلاش در تزريق عمق  به موسيقي خود موجب مضحك شدن صداي اين ساز شده  است. و آثار او كليشه اي است و او قادر به تنصيف آثار بزرگ نبوده است در حالي كه بسياري از صاحب نظران موسيقي او را مطبوع و لذتبخش ميدانند . جوليان بريم (1933) نوازنده مشهور گيتار , در مورد آثار سور گفته است:(يك عامل مهم در موسيقي سور قدرت سحر كنندگي آن است ... . من براي اولين مرتبه مهيا هستم براي سحر شدن ...). در قسمت نت براي گيتار كلاسيك شما ميتوانيد به آثار اين هنرمند بزرگ دست پيدا كنيد...

پيمان

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]